تبلیغات
نسیم بجستان

 

 دوشنبه 18 دی 1385

[عمومی , ]

http://bejik.blogfa.com/

پایگاه حجت الاسلام کیفی بجستانی

 

نوشته شده توسط حجت در  دوشنبه 18 دی 1385  و ساعت 09:01 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


 جمعه 26 آبان 1385

[عمومی , ]

با سلام خدمت تمامی کاربران گرامی

این وبلاگ به دلیل امکانات ضعیف میهن بلاگ

به بلاگفا انتقال یافت.

ادرس جدید:http://bejik.blogfa.com

                           یا علی

 

نوشته شده توسط حجت در  جمعه 26 آبان 1385  و ساعت 01:11 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


 چهارشنبه 29 شهریور 1385

واقیت جزیره خضراء [عمومی , ]

داستان جزیره خضراء شبیه افسانه و رمان است زیرا:

۱-داستان از یک کتاب خطی نا شناخته نقل شده و سند معتبر و قابل اعتمادی ندارد.

۲-در داستان مذکور به تحریف قرآن تصریح شده که قابل قبول نیست و مورد انکار شدید علمای اسلام به خصوص شیعیان است.

۳-موضوع اباحه خمس در این داستان (که تنها سند جزیره خضراء است) مطرح شده و مورد تایید قرار گرفته که آن هم از نظر فقها مردود است.

۴-در بسیاری از احادیث ما آمده که امام زمان(عج) به طور ناشناس در بین مردم زندگی و رفت و آمد می کند. در مجامع عمومی و در مراسم حج شرکت می نماید و در حل برخی از مشکلات هم به مردم کمک میکند. با توجه به این مطلب معرفی یک نقطه دور افتاده و غیر ممکن العبور وسط دریا(چنان که در داستان آمده) را به عنوان جایگاه امام زمان(عج) و امید مستضعفین جهان کمال بی انصافی و بی سلیقگی را نشان می دهد

 

نوشته شده توسط حجت در  چهارشنبه 29 شهریور 1385  و ساعت 03:09 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


 چهارشنبه 29 شهریور 1385

عذر خواهی [عمومی , ]

                                  با عرض پوزش از غیبت چند وقته

 

نوشته شده توسط حجت در  چهارشنبه 29 شهریور 1385  و ساعت 03:09 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


 دوشنبه 2 مرداد 1385

واقعیت جزیره خضرا [عمومی , ]

 از جمله داستان‏هایى كه تحت تأثیر حوادث زمان خود شكل گرفته و پس از مقدارى تحریف، تطبیقى بى‏جا در مورد آن صورت گرفته، و در برخى مجامع روایى شیعه نفوذ كرده است، داستانى است به نام((جزیره‏ى خضراء)). از آن جا كه در دو دهه‏ى گذشته با قلم فرسایى برخى افراد بى‏اطلاع از تاریخ، این داستان منتشر شده و به علاوه، در تكلفى ناشیانه، آن را بر مثلث برمودا تطبیق كرده‏اند، لازم شد در اطراف این واقعه، كنكاش بیشترى صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولىّ عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود.

 

نوشته شده توسط حجت در  دوشنبه 2 مرداد 1385  و ساعت 07:07 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


 پنجشنبه 29 تیر 1385

مسجد جمکران [عمومی , ]

مسجد جمکران، در 6 کیلومتری شهر مقدّس قم به طرف جادّه

 کاشان واقع شده است. این مکانِ با عظمت، تحت توجّهات و

عنایات خاصّه حضرت بقیّة الله (عج) قرار دارد و خود آن حضرت از

شیعیانشان خواسته اند که به این مکان شریف روی آورند.

درباره تاریخچه مسجد جمکران، شیخ حسن بن مثله جمکرانی می

گوید: من شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال 393

ه.ق در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه، جماعتی از مردم به در

خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند برخیز و طلب امام

مهدی (عج) را اجابت کن که تو را می خواند.

آنها مرا به محلّی که اکنون مسجد (جمکران) است آوردند. چون

 نیک نگاه کردم، تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن تخت گسترده

شده و جوانی سی ساله بر آن تخت، تکیه بر بالش کرده و پیری

هم پیش او نشسته است، آن پیر حضرت خضر علیه السّلام بود.

پس آن پیر مرا بنشاند.

حضرت مهدی (عج) مرا به نام خودم خواند و فرمود: «برو به حسن

 مُسلم، که در این زمین کشاورزی می کرد بگو که این زمین

شریفی است و حق تعالی آن را از زمینهای دیگر برگزیده است و

دیگر نباید در آن کشاورزی کنند.»

گفتم: «لازم است که من دلیل و نشانه ای داشته باشم و الّا مردم

حرف مرا قبول نمی کنند» آقا فرمودند: «تو برو و آن رسالت را انجام

بده، ما خودمان نشانه هائی برای آن قرار می دهیم و پیش سیّد ابو

الحسن برو و به او بگو حسن مُسلم را احضار کند و سود چند ساله

 را که از زمین به دست آورده است وصول کند و با آن پول مسجد را

بنا کند.»

همچنین آقا دستور نماز مسجد را هم دادند و فرمودند: «و به مردم

 بگو: بدین مکان رغبت کنند و آن را عزیز دارندو چهار رکعت نماز در

آن گذارند. دو رکعت اوّل به نیّت نماز تحیّت مسجد است که در هر

رکعت آن یک حمد و هفت

«قُلْ هُوَ اللهُ أحَدْ»

خوانده می شود و در حالت رکوع و سجود هم هفت مرتبه ذکر را

تکرار کنند. دو رکعت دوّم نیز به نیّت نماز صاحب الزّمان (عج) خوانده

می شود، بدین صورت که سوره حمد را شروع می کنیم و چون به

آیه

«ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعین»

می رسیم این آیه شریفه را صد مرتبه تکرار می کنیم و بعد از آن

بقیّه سوره حمد را می خوانیم، بعد از پایان حمد سوره

«قُلْ هُوَ اللهُ أحَدْ»

را فقط یک بار می خوانیم و به رکوع می رویم و ذکر

«سُبْحانَ رَبّی الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِه»

را هفت مرتبه، پشت سر هم تکرار می کنیم و ذکر هر کدام از

سجده ها نیز، هفت مرتبه است. رکعت دوّم نیز به همین گونه

 است. چون نماز به پایان برسد و سلام داده شود یک بار گفته می

 شود:

«لا إلهَ الّا الله»

و به دنبال آن تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها خوانده شود و

بعد از آن به سجده رفته و صد بار بگوید:

«الّلهمَّ صلِّ علی محمّد وَ آلِ محمّد».

آنگاه امام مهدی (عج) فرمودند: «هر کس این دو رکعت نماز (نماز

 صاحب الزّمان (عج)) را در این مکان (مسجد مقدّس جمکران)

بخواند، مانند آن است که دو رکعت نماز در کعبه خوانده باشد.»

چون من پاره ای راه آمدم، دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: «بزی در

گلّه «جعفر کاشانی» است، آن را خریداری کن و بدین موضع آور و

آن را بکش و بر بیماران انفاق کن، هر بیمار و مریضی که از گوشت

آن بخورد، حق تعالی او را شفا دهد.»

من سپس به خانه باز گشتم و تمام شب را در اندیشه بودم

 تا اینکه نماز صبح خوانده و سپس به سراغ «علی المنذر» رفتم و

ماجرای شب گذسته را برای او نقل کردم و با او به همان موضع

شب گذشته رفتم. وقتی که رسیدیم، زنجیرهائی را نزد «سیّد ابو

الحسن رضا» رفتیم و چون به در خانه او رسیدیم، خادمان او گفتند

که سیّد از سحر در انتظار توست و تو از جمکران هستی؟ به او

گفتم: بلی، به درون خانه رفتم و سیّد مرا گرامی داشت و گفت:

«ای حسن بن مثله، من در خواب بودم که شخصی به من گفت که

حسن بن مثله نام از جمکران پیش تو می آید، هر چه گوید تصدیق

کن و بر قول او اعتماد کن که سخن او سخن ماست، و قول او را رد

 نکن» و از هنگام بیدار شدن از خواب تا این ساعت منتظر تو بودم.

 آنگاه ماجرای شب گذشته را برای او تعریف کردم.

سیّد بلافاصله فرمود تا اسبها را زین نهادند و بیرون آوردند و سوار

شدیم. چون به نزدیک روستای جمکران رسیدیم گلّه گوسفند

 «جعفر کاشانی» نمایان شد، من به میان گلّه رفتم و آن بز که از

پس همه گوسفندان می آمد پیش من دوید، جعفر سوگند یاد کرد

که این بز در گلّه من نبوده و تا کنون آن را ندیده ام. آن بز را به

مسجد آوردم و ذبح کردم. هر بیماری که از آن گوشت خورد شفا

یافت.

«حسن مسلم» را احضار کردیم و منافع زمین را از او گرفتیم و

مسجد جمکران را با چوب و دیوار پشاندیم. سیّد زنجیرها و میخ ها

را (که به عنوان نشانه بود) به قم برد و در خانه خود گذاشت. هر

بیمار و دردمندی که خود را به آن زنجیر می مالید شفا می یافت.

امّا پس از فوت «سیّد ابو الحسن»، آن زنجیرها پنهان گشته و دیگر

کسی آنها را ندید. («مسجد مقدّس جمکران»، تجلّیگاه صاحب

الزّمان (عج)»، ص 28-31)

 

نوشته شده توسط حجت در  پنجشنبه 29 تیر 1385  و ساعت 01:07 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


 دوشنبه 26 تیر 1385

[عمومی , ]

ولادت حضرت فاطمه زهرا -که سلام خدا بر ایشان باد- دخت رسول معظم اسلام و مدافع راستین ولایت فرخنده باد

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطیناک الکوثر* فصل لربک وانحر* ان شانئک هو الابتر*

ما به تو کوثر عطا کردیم. { پس از آنکه دو پسر پیامبر(ص) از دنیا رفتند، عده ای او را ابتر(کسیکه نسلش قطع شده) نامیدند. آنها به پسر اهمیت فوق العاده می دادند و تنها او را وارث و ادامه دهنده راه پدر می دانستند. اما این آیه به او تسلی می بخشد و می فرماید ما در نسل تو برکتی فوق العاده قرار دادیم تا نهال اسلام رشد کند و به اهداف عالی اش برسد.)

این پیشگویی قرآن امروزه بطور واضح مشهود است. می بینیم که هم اکنون در دنیا هیچ نسلی به اندازه ذریه سادات، برکت و ازدیاد ندارد. از طرف دیگر دشمنان و مخالفان آن حضرت از ابتدا تا لاان، یا منقرض شده اند و یا در حال اضمحلالند.

{اللهم عجل لولیک الفرج}

 

نوشته شده توسط حجت در  دوشنبه 26 تیر 1385  و ساعت 01:07 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


 یکشنبه 18 تیر 1385

او خواهد امد [عمومی , ]

اشك تلح از دیدگان هر احظه میریزد مرا
از دل خونین هزازان ناله برخیزد مرا
از غم هجران و شوق وصلت اى آرام جان
گریه ها و خنده ها با هم در آمیزد مرا
تا تو دورى از من ای صبح امید و آرزو
خواب هم از چشمهاى خسته بگریزد مرا
سرخ رو گردیدى ‌ام از بی غمیهایم مدان
همچو لاله، خون دل بر روى میریزد مرا
من حدیث عشق تو گویم به هر كوى و گذر
گر چه دشمن زین سبب بر دار آویزد مرا
مرگ روزى میرسد، اى مهربانم، از خدا
دارم امید آنكه با مهرت برانگیزد مرا
یاد باد آن تیره شبهایى كه بهر دیدنت
شعله هاى انتظار، آتش بجان میزد مرا
كی شود آن صبح روشن بردمد زین تیره شب
تا ز دل، بار گران رنج، برخیزد مرا
مى‌رسد پروردگارا، روزگارى تا كه دوست
از شراب وصل خود در كام جان ریزد مرا

 

نوشته شده توسط حجت در  یکشنبه 18 تیر 1385  و ساعت 09:07 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


مطالب پیشین...

 

 

  واقیت جزیره خضراء

  عذر خواهی

  واقعیت جزیره خضرا

  مسجد جمکران

 

  او خواهد امد

  سبوی عاشقان

  مناجات

  عشق به دوستان

  زندگی پاک

 

 

  دعای مور

وبلاگ من ...

  وبلاگ من

  ایمیل من

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

حجت (29)


موضوعات

عمومی (29)


 آرشیو

دی 1385 (1)
آبان 1385 (1)
شهریور 1385 (2)
مرداد 1385 (1)
تیر 1385 (3)
خرداد 1385 (2)
اردیبهشت 1385 (5)
فروردین 1385 (1)
اسفند 1384 (1)
بهمن 1384 (2)
دی 1384 (10)


صفحات

1 2 3 4

 

 

لینكستان ...

  جوکهای لوله ای بجستان

  بجستان -شهر زیباییها

  بجستان -شهر زیباییها

  بجستان

  رادیو

  نخبگان شهر ما بجستان

  علی مظلومترین مرد تاریخ

  بجستان وب

  آرامگاه پیر آصف

  مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی

  حاج امیر

 

لینكدونی ...

آرشیو لینكدونی

 

جستجو ...

جستجو در بلاگ

 

خبرنامه ...

 

آمار وبلاگ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]